welcome

به نام خدا

سلام با عرض خوش آمد گویی خدمت شما دوست عزیز .بدون شک نظر شما باعث بهبودی هرچه بیشتر مطالب این وب خواهد شد .

 

چگونه پول خود را مدیریت کنیم؟

مراحل

1
درآمد و مخارج تان را کنترل کنید.
مخارج کلی خود را مشخص کنید. آیا از یک درآمد مشخص و ثابت برخوردارید و می دانید هر ماه چقدر حقوق دریافت می کنید؟ آیا شغل آزاد دارید و میزان درآمد هر ماه تان متفاوت است؟ دانستن میزان حقوق دریافتی، کلید مهمی در یک مدیریت بودجه موفق است.
2
نحوه هزینه کردن تان را مشخص کنید. چه قبوضی را باید هر ماه پرداخت کنید؟ آیا هر هفته برای خوردن شام یا رفتن به سینما و دیگر تفریحات هزینه می کنید؟ وقتی بدانید چگونه هزینه می کنید، راحت تر می توانید امور را کنترل کنید.
3
مقدار مخارج مشخص خود را محاسبه کنید و آن را از مقدار حقوق دریافتی خود کم کنید. آیا مقدار منفی بدست آوردید؟ اگر چنین است بیش از میزان درآمد تان خرج کرده اید. ولی اگر مقداری باقی مانده، آن را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید:
– مقداری کنار بگذارید.
این مقدار باید حدود 10 تا 20 درصد از میزان حقوق دریافتی یا مخارج مشخص باشد. این امر به این دلیل است که گاهی مخارجی غیر منتظره مثلا تاسیسات برایتان پیش می آید.
– پس انداز.
بطور کلی این مقدار باید حدود 30 درصد از میزان حقوق دریافتی شما باشد در حالی که 10 درصد نیز مقدار خوبی می تواند باشد. همیشه حدود 4 تا 6 برابر از مخارج معین تان را برای موارد ضروری پس انداز کنید و اگر توانستید بیش از آن را برای سرمایه گذاری پس انداز کنید.
– پول خرج کنید.
که از مقدار باقی مانده پس از کم کردن پولتان از حقوق ماهانه و پس انداز می باشد. در مواردی چون خرید پوشاک و غذا خوردن بیرون و یا سایر فعالیت های سرگرم کننده خرج کنید. اگر زمان خرج کردن متوجه شدید چقدر میزان مبلغ تان کم است باید بیاموزید که چگونه مخارجتان را کاهش دهید. 
4  
بودجه و اهداف مالی خود را ایجاد کنید. این اهداف شامل اهداف کوتاه و بلند مدت می باشد. اهداف کوتاه مدت یعنی بیش از مقدار مشخص هر ماه و یا پس انداز برای سرمایه گذاری روی خانه یا ملک خرج نکنید. اهداف بلند مدت یعنی سرمایه گذاری و پس انداز مبلغی برای خانه یا ملک. اطمینان حاصل کنید که مواردی را برای ادامه راهتان داشته باشید.
5
فهرستی از آنچه باید پرداخت کنید را تهیه کنید. این موارد شامل ضروریاتی چون اجاره خانه و پرداخت قبوض و اقساط می باشد. این موارد مهم را در فهرست بودجه خود بگنجانید.
6
از نرم افزار استفاده کنید.
اگر دارای نرم افزارهای مالی شخصی همچون quicken یا مایکروسافت هستید، این نرم افزار ها دارای ابزاری برای مدیریت پول هستند که به شما در سفارشی کردن بودجه تان کمک می کند.

بودجه خود را حفظ کنید

7
از بودجه خود تجاوز نکنید.
به نظر کاملا واضح است ولی تجاوز کردن از بودجه بسیار راحت است حتی وقتی که بودجه بسیار کم باشد. در مورد عادت های خرج کردنتان و اینکه پول خود را کجا صرف می کنید آگاه باشید. 


دفترچه ای تهیه کنید.
در مراحل اولیه ایجاد بودجه، داشتن یک دفتر روزانه از عادات خرج کردن تان می تواند مفید و موثر باشد. هر آنچه را که خرج می کنید بطور روزانه یادداشت کنید. مراقب خریدهای تکراری که می توانند به راحتی حذف شوند باشید.

9
بر ثروت های باد آورده حساب باز نکنید.
منابع بالقوه ای چون پاداش های پایان سال یا بازپرداخت های مالیاتی را به شمار نیاورید. شما فقط خواهان پول تظمین شده برای بودجه تان باشید.
10
کارت اعتبار ی تان را در خانه بگذارید.
وقتی که برای شب بیرون از منزل هستید بسیار راحت است که کارت اعتباری تان را همراه ببرید و بی حساب خرج کنید؛ بنابراین به راحتی خرج خود را بالا می برید.

مهارت سوال و پرسش در مدیریت

  مهارت سوال و پرسش در مدیریت 

آدمک،  نمادين،  توپ فوتبال،  علامت سوال،  فکر

 

 شاید به جرات بتوان گفت که جمع آوری اطلاعات از مهارت های اصلی در محیط کار محسوب می شود. چرا که ما بر اساس اطلاعات یاد می گیریم، قضاوت می کنیم و مسائل و چالش ها را  نیز مورد بررسی قرار می دهیم. با توجه به این که اطلاعات درست در تصمیم گیری ما نقش اساسی ایفا می کند، بنابراین هر چه اطلاعات ما کامل تر باشد، تصمیم گیری ما نیز دقیق تر خواهد بود.

اما مهم ترین ابزار برای جمع آوری اطلاعات چیست؟ این سوال ممکن است با پاسخ های متعددی همراه باشد، اما در اصل سوال پرسیدن یکی از ابزارهای اصلی برای جمع آوری داده و اطلاعات به شمار می رود. بدون پرسش از طرف مقابل خودمان، ایجاد روابط بین شخصی نیز ممکن نخواهد بود. در واقع برخی اوقات سوال پرسیدن پایه اصلی ارتباطات موفق است. ما هم از دیگران سوال می پرسیم و هم مورد سوال قرار می گیریم، زیرا ارتباطات بدون پرسش کامل نمی شود.

زمینه های سوال نیز می تواند متفاوت باشد. جالب است بدانیم که بسیاری از سیاست مداران، خبرنگاران و حتی کارآفرینان موفق، پرسشگران موفقی نیز هستند و مهارت بالایی در این زمینه دارند. با توجه به این مقدمه و اهمیت این موضوع، در این مقاله سعی می کنیم  به مهارت های مربوط به پرسش سوال بپردازیم.

هر چند ماهیت سوال به صورت کلامی است، اما می توانیم به صورت غیر کلامی نیز سوال خود را مطرح کنیم. به عنوان مثال با ژست و میمیک های صورت یا زبان بدن تایید کردن موضوعی را از فردی بپرسیم. البته بیان صورت می تواند حاوی سوال های متفاوتی در زمینه های مختلف باشد. اما در این مقاله بیشتر هدف ما سوال کلامی است، زیرا سوال غیر کلامی باعث ایجاد ابهام می شود.

علت پرسیدن سوال چیست؟

برای پاسخ به این سوال ممکن است دلایل متفاوتی داشته باشیم. اما به دلایل عمده آن در ذیل اشاره می شود:

  • برای کسب اطلاعات: هدف اصلی از طرح سوال به دست آوردن اطلاعات است. مانند سوالی که برای پرسیدن زمان مطرح می کنیم.

 

  • احاطه و حفظ کنترل بر موضوع گفت و گو: با پرسیدن سوال می توانیم کنترل خود را بر موضوعی که با همکار یا سرپرست و مدیر خود داریم، حفظ کنیم. به این معنی که از صحت اطلاعات و پیام دریافت شده مطمئن شویم. بسیاری از افراد قاطع کنترل بیشتری نیز بر گفت و گو دارند و با سوال پرسیدن نیز اطلاعات خود را کسب می کنند. 

 

  • بیان علاقه به صحبت های طرف مقابل: پرسیدن سوال این امکان را برای ما فراهم می کند تا نسبت به مخاطب خود اطلاعات بیشتری کسب کنیم. با این کار می توانیم همدلی و علاقه خود را نسبت به صحبت های وی نشان دهیم و او را متوجه این نکته سازیم که صحبت های او برای ما ارزشمند است. با این کار صحبت کننده برای ادامه گفت و گو بیشتر ترغیب می شود.

 

  • مشخص کردن نقطه نظر خودمان: پرسش می تواند احساس، باور، نگرش، نظر و ایده های ما را نسبت به موضوع های مورد بحث منتقل کند. به وسیله سوال می توانیم مسائل را بهتر درک کنیم و انتظارات دیگران را بفهیم و یا نقطه نظرات خودمان را به دیگران پیشنهاد کنیم.

 

  • سنجش دانش: بیشتر موارد همانند دوران تحصیلی برای اطمینان از یادگیری از سوال استفاده می شود. مانند کوییز و یا آزمون هایی که در دوره های آموزشی استفاده می شود. از سوال برای شروع موضوعی برای بحث و محک زدن طرف یا افراد مقابل استفاده می شود.

 

  • موقعیت های گروهی: سوال هایی که در گروه پرسیده می شود، می تواند بسیار مفید واقع شود. دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. زیرا همه افراد را به مشارکت دعوت و ترغیب می کند و توجه دیگران را نیز می توانیم با پرسش جلب کنیم. نوع سوال می تواند بدون این که به طرف مقابل هشدار “توجه کنید” را بدهیم، روش موثر و حرفه ای تری برای جلب توجه باشد.

 

تا اینجا با مفهوم و اهمیت سوال کردن و نیز دلایل و کاربرد این تکنیک آشنا شدیم. در ادامه راهکار های مربوط به پرسش موثر معرفی می شود.

برای شروع ارتباط موثر بیشتر سوال های چگونه و چطور پرسیده می شود. البته وقتی هدف سوال برای ما مشخص شد، بهتر می توانیم ارتباط برقرار کنیم. قبل از پرسیدن سوال باید به این موارد دقت کنیم که چه نوع سوالی باید از مخاطب خود بپرسیم، آیا سوال ما با شخص مقابل یا گروه تناسب دارد یا خیر، آیا زمان مناسبی برای پرسیدن سوال است و یا این که انتظار ما از طرف مقابل در قبال سوال چیست؟

وقتی سوال خود را به صورت رسمی و محترمانه می پرسیم، بهتر است به این نکات توجه کنیم:

 

۱) ساختار و نظم دادن به سوالات

در صورتی که مشغول به انجام پروژه یا کاری هستید که به جمع آوری اطلاعات نیاز دارید، به سوال های زیادی احتیاج خواهید داشت. در برخی موارد، بهترین ایده این است که قبل از شروع کار، مخاطب خود را با دادن پیش زمینه از دلیل پرسش های خودمطلع کنید. با این کار مخاطب از پرسش شما بیشتر آگاه شده و برای او قابل قبول خواهد بود.

۲) استفاده از سکوت در حین پرسش

استفاده از سکوت نیز روش قدرتمندی برای مطرح کردن سوال است. در تعامل میان شخصی با وقفه های کوتاه می توان نقاط مهم را برجسته ساخته و نیز این فرصت را به طرف یا طرفین مقابل داد تا برای پاسخ بهتر آماده شوند. همچنین با این کار می توان از پرسیدن سوال دیگر بلافاصله بعد از سوال قبلی جلوگیری کرد. همچنین سکوت در لحظه های ابتدایی پاسخ گو را ترغیب می کند تا با جزییات بیشتری به آن پاسخ دهد.

۳) ترغیب افراد به مشارکت

موقعیت های گروهی فرصت بهتری برای همکاری بیشتر است و افراد می توانند در بحث و تبادل نظر مشارکت کنند. این مشارکت نیز با پرسیدن سوال آغاز می شود و هر یک از اعضای گروه می توانند نقطه نظرهای خود را بیان کنند. یکی از تکنیک هایی که می تواند تعامل را میان افراد بیشتر کند، این است که با هدایت سوال ها می توان فعالیت افراد را در گروه و اعضایی که فعالیت کمتری دارند، را بیشتر کرد. این زمینه ها می تواند صحبت و مشارکت در بحث گروهی را افزایش دهد. البته باید دقت داشت که ممکن است صحبت گروهی باعث استرس و احساس خجالت افراد شود. پیشنهاد می شود که با سوال پرسیدن افراد را ترغیب به مشارکت کنید، اما هیچ گاه آنها را اجبار نکنید.

  

   

                               بازار کار در مدیریت چگونه است؟؟  

 

مقدمه:

مدیریت بازرگانی از مهمترین بخش های مدیریت شرکت های تجاری است زمانی یک شرکت می تواند بین خود مشتریان و خریدارانش ارتباط تجاری خوبی برقرار کند که یک مدیر بازرگانی موفق داشته باشد . فردی که مدیریت بازرگانی یک بنگاه اقتصادی را به عهده می گیرد در جذب مشتریان و عرضه و معرفی صحیح و اصول محصول یا خدمات یک شرکت تلاش می کند و به طور طبیعی مدیر بازرگانی فردی است که نقش اساسی در سود و زیان شرکتها دارد .

هدف رشته:

هدف از این رشته عبارت است از : آشنایی دقیق با وظایف اساسی سازمانهای بازرگانی ، افزایش مهارت و توانایی دانشجویان در شناخت مسائل مبتنی به مدیریت ، جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به هر یک از این مسائل ، ارزیابی راه حلهای مختلف در مورد هر مسأله و تصمیم گیری و اجرای تصممیمات متخذه .

صنعت و بازار کار:

فارغ التحصیلان این رشته با آگاهی و شناختی که از ساخت سازمان، تئوریهای مدیریت و سازماندهی و تکنیکهای مختلف تصمیم گیری دارند قدرت حل مشکلات را پیدا می کنند و همچنین علاوه بر دانش نظری با کاربردهای این رشته نیز آشنا می شوند. فارغ التحصیلان مدیریت بازرگانی می توانند در مؤسسات بازرگانی، امور دفتری مانند: تدارکات، اداره امور کارگزینی، امور مالی، بازاریابی مشغول به کار شوند.


دانشگاه ها:

اين گرايش از قديمي ترين گرايش هاي مديريت است که کار خود را در سال 1333 به موجب عقد قرارداد بين دانشگاه تهران و دانشگاه کاليفرنياي جنوبي به منظور تربيت مديران براي اداره سازمانهاي دولتي و خصوصي ،در دانشکده حقوق دانشگاه تهران با همکاري گروهي از اساتيد آمريکايي آغاز کرد، سپس اين رشته در مقاطع و گرایش های مختلف و در دانشگاههاي گوناگون کشور گسترش يافته و همينک در غالب دانشگاههاي دولتي، آزاد و پيام نور ارائه مي گردد

آينده شغلي:

فارغ التحصيلان اين رشته با تسلط به مباحث مربوط به بازار، مباحث تدوين استراتژيهاي سازماني، شناخت مشتريان و نحوه ارتباط با آنها، شناخت فرايندهاي فروش، بازاريابي و خدمات به مشتريان زمينه لازم جهت استخدام در واحدهاي بازرگاني سازمانها را داشته و نسبت به ساير گرايش هاي مديريت با توجه به نبود رشته اي جايگزين از بازار کار مناسبي برخوردارند. ضمن اينکه دانشجويان اين رشته با توجه به شناخت کافي از کسب و کار و نحوه ايجاد تجارت موفق شانس زيادي براي موفقيت در حيطه کار آفريني و تشکيل کسب و کارجديد دارند.

بازار کار: 


فارغ التحصیلان این رشته به خوبی می توانند در سطح مدیران اجرایی در سازمانهای بازرگانی ، صنعتی و دولتی به کار اشتغال ورزند و یا در سمت مشاور مدیریت انجام وظیفه نمایند . انتظار می رود این فارغ التحصیلان پس از کسب تجربیات کافی بتوانند مسئولیتهای بیشتری را در سطوح بالای سازمان عهده دار شوند . علاوه بر این ، فارغ التحصیلان این دوره می توانند در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی که امروز در موسسات بزرگ اهمیت زیادی برخوردار است ، مشغول بکار شوند .

داستان

 

  داستان ساده اقتصاد: توریست ثروتمند و  

 تسویه حساب بدهکارها

مدیریت دانش چیست؟

مهم‌ترين متغير رشد همه‌جانبۀ سازمان‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي در عصر حاضر، دانش است. سازمان‌ها در پي بهره‌برداري صحيح و بموقع از منابع دانشي خود و محيط پيرامون مي‌باشند. چنين رويکردي مفهوم جديدي را تحت عنوان مديريت دانش توسعه داده است.

مدیریت دانش رویکردی یکپارچه به شناسایی، کسب و استخراج، بازیابی، ارزیابی، تسهیم و خلق کلیه منابع دانش سازمان است به گونه‌ای که سازمان را در جهت دستیابی به اهداف سازمانی کمک نماید. هدف مدیریت دانش برقراری ارتباط بین خبرگان و افراد مجرب سازمان با افرادی است که نیاز به دانش خاصی را دارند. ایجاد چنین ارتباطی به کمک فرایندها و ابزارهای مدیریت دانش تسهیل می‌گردد. موفقیت در زمینۀ مدیریت دانش نیازمند ایجاد یک محیط جدید کاری می‌باشد، که دانش و تجربه بتوانند به راحتی تسهیم شوند.

تمرکزمدیریت دانش،بر بهبود توانایی سازمان می باشد .

 ازجمله نتایج و دستاوردهای مدیریت صحیح دانش افزایش بهره‌وری، تسریع در یادگیری، اتخاذ تصمیمات بهتر و سریع‌تر، افزایش توانایی برای توسعه، تقویت نوآوری و ایجاد انگیزه برای کارکنان و... است.

 

 

 

مدیریت بازرگانی

 معرفی مجموعه رشته های مدیریت بازرگانی 

 

این گرایش از قدیمی ترین گرایش های مدیریت است که کار خود را در سال 1333 به موجب عقد قرارداد بین دانشگاه تهران و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به منظور تربیت مدیران برای اداره سازمانهای دولتی و خصوصی، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران با همکاری گروهی از اساتید آمریکایی آغاز کرد. سپس این رشته در مقاطع و گرایش های مختلف و در دانشگاههای گوناگون کشور گسترش یافته و همینک در غالب دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور ارائه می گردد.

هدف از این رشته عبارت است از آشنایی دقیق با وظایف اساسی سازمانهای بازرگانی ، افزایش مهارت و توانایی دانشجویان در شناخت مسائل مبتنی به مدیریت ، جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به هر یک از این مسائل ، ارزیابی راه حلهای مختلف در مورد هر مسأله و تصمیم گیری و اجرای تصممیمات اتخاذ شده . رشته مدیریت بازرگانی شامل مدیریت مالی، مدیریت تحول، بازاریابی بین المللی و بازاریابی داخلی، روابط انسانی، فنون تجزیه و تحلیل سیستم‌هاي اطلاعاتی و امور مالی واقتصادی برای نیل به اهداف ذیل دایر شده است:

·افزایش مهارت و توانایی دانشجویان در شناخت مسائل مبتنی بر مدیریت، جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به هر یک از این مسائل، ارزیابی راه حل‌هاي مختلف در مورد هر مسأله و تصمیم گیری و اجرای آن؛

·آشنایی دقیق با وظایف اساسی سازمان‌ها و مؤسسات بازرگانی ـ تجاری و صنعتی؛

·افزایش مهارت و توانایی دانشجویان در شناخت شرایط و اوضاع و احوال متغیر اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژی و سیاسی و تطبیق برنامه‌هاي سازمان با شرایط جدید؛

·ایجاد زمینه لازم برای رشد فردی و حرفه ای.

آینده شغلی: فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث مربوط به بازار، مباحث تدوین استراتژیهای سازمانی، شناخت مشتریان و نحوه ارتباط با آنها، شناخت فرایندهای فروش، بازاریابی و خدمات به مشتریان زمینه لازم جهت استخدام در واحدهای بازرگانی سازمانها را داشته و نسبت به سایر گرایش های مدیریت با توجه به نبود رشته ای جایگزین از بازار کار مناسبی برخوردارند. ضمن اینکه دانشجویان این رشته با توجه به شناخت کافی از کسب و کار و نحوه ایجاد تجارت موفق شانس زیادی برای موفقیت در حیطه کارآفرینی و تشکیل کسب و کار جدید دارند.

فارغ التحصیلان این رشته به خوبی می توانند در سطح مدیران اجرایی در سازمانهای بازرگانی، صنعتی و دولتی به کار اشتغال ورزند و یا در سمت مشاور مدیریت انجام وظیفه نمایند. انتظار می رود این فارغ التحصیلان پس از کسب تجربیات کافی بتوانند مسئولیتهای بیشتری را در سطوح بالای سازمان عهده دار شوند. علاوه بر این، فارغ التحصیلان این دوره می توانند در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی که امروز در موسسات بزرگ از اهمیت زیادی برخوردار است، مشغول بکار شوند.

*گرایش‌های این رشته در سطح كارشناسی ارشد:

·بازاریابی

·سیاستگذاری (استراتژیک)

·بازاریابی بین الملل

·تحول سازمانی

·مالی

·بیمه

·بازرگانی بین الملل

گرایش های مدیریت

 

 

  

Image Text

گرایش های مدیریت

کارشناسی مدیریت

 

کارشناسی ارشد: MBA

کارشناسی ارشد: مدیریت صنعتی

کارشناسی ارشد: مدیریت بازرگانی و مالی

کارشناسی ارشد: مدیریت جهانگردی

کارشناسی ارشد: مدیریت دولتی

کارشناسی ارشد: مدیریت اجرایی و شهری

کارشناسی ارشد: مدیریت تکنولوژی و فناوری اطلاعات

مدیریت و محیط زیست

 

 

 وظایف یک شهروند مسلمان نسبت به حفظ و بهداشت محیط زیست چیست؟ 

مکتب حیات بخش اسلام دین جامع و کاملی است. بدیهی است که با این ویژگی تمام نیازهای مختلف زندگی انسان در آن لحاظ شده و برای تمام مسائل مورد نیاز زندگی فردی و اجتماعی وی مقررات و قوانینی دارد.
از جمله مسائلی که مورد توجه اسلام بوده و هست، نحوۀ زندگی اجتماعی و محیط زیست او است. از آن جا که "آب" و "هوا" از عوامل بسیار مهم و فوق العاده حیاتی اند، و استفاده از آب و هوای پاک و سالم یکی از نیازهای ضروری انسان شمرده شده است، طبق دستورات اسلام آلوده کردن آنها حرام و از گناهان بزرگ تلقی می شود. علاوه بر این که این کار کفران نعمت های الاهی هم محسوب می گردد و گناهی است نابخشودنی.
ضرورت حفظ بهداشت محیط که یکی از موضوعات بسیار جدی و اساسی امروز جوامع انسانی است. مسائلی از این دست و هر آنچه را که جوامع مدرن و صنعتی امروز به اهمیت آنها پی برده، از مسائلی است که دین اسلام و پیشوایان ما در حدود 1400سال قبل آنها را متذکر شده اند و پیروان خویش را به رعایت قوانین و مقررات مربوطه و اجرای دستورات و قوانین اجتماعی و فردی ملزم کرده اند و برای حفظ و نگه داری محیط زیست و بهداشت آن، راهکار نشان داده اند.
دستوراتی از قبیل این که:1. هر چیزی که خوردنش (استنشاق، نوشیدن) برای بدن انسان ضرر داشته باشد، خوردنش حرام است، مگر ضرورت اقتضا کند.
2. زباله ها را شب در خانه های خود نگه ندارید و آن را روز به بیرون از خانه منتقل کنید.
3. از ایجاد آلودگی، کنار آب روان و جوی خوش گوار و زیر درخت میوه دار یا در مسیر راه و ...، خود داری کنید.
4. اگر رستاخیز (قیامت) برپا شد و نهالی در دست یکی از شما است، اگر می توانید، آن را بکارید.
و صدها قانون و توصیه های اخلاقی دیگر، باعث شده است که یک شهروند مسلمان حفظ و نگه داری محیط زیست و بهداشت محیط را از وظایف اصلی خود تلقی کند. 

علاوه در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، هزاران عامل حیاتی دست به دست هم داده اند تا انسان ها از مزایای زندگی بهره مند شوند. نبود هر یک از آنها زندگی را با مشکلات جدی و فراوانی مواجه می سازد. خداوند متعال نعمت های دنیا، اعم از خوردنی ها، آشامیدنی ها و هرآنچه که موجب رفاه و آسایش زندگی است را برای انسان آفرید و بر اساس آموزه های قرآن کریم، انسان از استفاده و لذت بردن از این زندگی و نعمت های آن منع نشده است، ولی از تلف نمودن، استفاده ی نابجا و تخریب آنها منع شده است: "ای فرزندان آدم... (از نعمت های خدا) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد".[23]
نتیجه:برای تأمین سلامت و بهداشت جامعه و محیط زندگی، با توجه به افزایش آلودگی هوا و ... و تأثیر آلاینده ها در عملکرد طبیعی بدن، بر تمام شهروندان – اعم از مسئولان مدیران، دست اندرکاران کارهای اجرایی و مردم عادی به صورت فردی و اجتماعی – لازم و فرض است که قوانین و مقررات مربوطه را رعایت کنند؛ زیرا که انسان از مردم و اجتماعی که در آن زندگی می کند، جدا نیست و رعایت یا عدم رعایت قوانین بهداشتی روی سلامت سایر افراد تأثیر می گذارد. در بهداشت اجتماعی، تمام مردم باید مقررات و دستورات عمومی را رعایت کنند. مجموعه این دستورات و قوانین است که بهداشت اجتماعی را تأمین می کند و از تخریب محیط زیست جلوگیری می کند.

مدیریت زمان

مدیریت زمان و تکنیک‌های آن

مدیریت زمان یا Time Management،‌ یکی از دغدغه های مهم بسیاری از ماست. البته گاهی اوقات هم اشتباهاً مشکلات دیگر خود را ناشی از مدیریت زمان می‌دانیم.

دوست روانشناسی می‌گفت: وقتی به حرف‌های مراجعین خودم فکر می‌کنم، احساس می‌کنم عمده‌ی مردم، صرفاً دو مشکل جدی را در حوزه‌های ذهنی و رفتاری به رسمیت می‌شناسند: #افسردگی و بیش فعالی. هر کسی در توصیف خودش یا دیگران، به سادگی اعلام می‌کند که: «من هیچ مشکل خاصی ندارم. فقط این افسردگی زندگی من را خراب کرده». یا اینکه «دوست من، یا همسر یا همکار من،‌ بیش فعال است و …». ماجرای مدیریت زمان هم چیزی شبیه همین ماجرا شده. بسیاری از ما راهکار انواع مشکلاتمان را در مدیریت زمان می‌جوییم.

 

 

بازاریابی چیست؟

بازاریابی چیست؟  

 

بسیاری از مردم در مورد اصطلاح بازاریابی اشتباه کرده، آن را معادل فروش و یا تبلیغات تجاری که باعث افزایش فروش می شود، می دانند.شاید برای بعضی عجیب باشد اگر به این واقعیت وقوف یابند که فروش بخش کوچکی از عملیات بازاریابی است. چنانچه کل بازاریابی را به کوه یخی تشبیه کنیم ، فروش بخش کوچک بالایی آن است و حدود 90 درصد مابقی در زیر آب مخفی است.فروش فقط جزیی از عملیات بازاریابی است و مهمترین آن نیست. 

اگر مدیر بازاریابی نیازهای مشتریان را به درستی تشخیص دهد و بر اساس آنها ، کالاها را طراحی و تولید کند و همراه با آن ، قیمت گذاری و بسته بندی مناسب کالا را انجام دهد و نیز در اجرای برنامه های توسعه فروش و توزیع کالا موفق باشد، فروش کار ساده ای خواهد بود و کالا به راحتی به فروش خواهد رسید.
در این مورد "پیتر دراکر"یکی از متفکرین بنام مدیریت که در بسیاری از زمینه های مدیریت سخن اساسی را بیان کرده بر این باور است که:"هدف بازاریابی ، فروش فراوان است . هدف این است که مشتری را شناخته و نیازهای او را درک نموده ، به طریقی که کالایا خدمت ، با نیازهای او منطبق گردد و کالای خود را به فروش برساند."
باید به این نکته توجه داشت که این بدان معنی نیست که فروش و تبلیغات وعملیات توسعه فروش هیچ اهمیتی ندارد و می توان از آنها صرفنظر نمود.بلکه بر عکس باید توجه داشت که آنها جزئی از یک نظام فراگیر برتر به نام "آمیخته بازار" می باشند.
آمیخته بازار عبارت است از مجموعه ای از ابزارهای مداخله در بازار که به گونه پیوسته به هم عمل می کنند و تاثیر لازم یا مورد نظر را در بازار می گذارند.(مواردی همچون محصول،قیمت،نحوه توزیع و روشهای ترویج) 
منبع: کتاب مدیریت بازار نوشته : دکتر داود محب علی و دکتر علی اکبر فرهنگی

نشریه

دریافت فایل PDF نشریه افق مدیریت ( بهار ۹۳) download

دریافت فایل PDF نشریه افق مدیریت ( آبان ۹۳ download

یک بازاریاب خوب

یک بازاریاب خوب باید چه ویژگی هایی

داشته باشد؟؟؟؟؟

 

بسیاری از شرکتها ، همواره به دنبال بازاریابی مجرب هستند که هم توانایی ارتباط برقرار کردن و فروش و یا گرفتن سفارش کار داشته باشد و هم قابل اطمینان باشد چون برخی از منابع با ارزش شرکت مانند اطلاعات اساسی شرکت درباره محصول در اختیار او قرار می گیرد.

از طرفی تجربه ی ناکافی بسیاری ازبازاریابان، مانع درک درست شرایط مسئولیت ها و نقش هایشان می شود و همین امر آنان را سردرگم می کند ؛ زیرا که بسیاری از آنان با این تصور وارد کار می شوند که نقشی مشخص با حقوقی ثابت وجود دارد که باید انجام دهند( در آگهی های جذب نیرو این طور بیان میشد که ؛استخدام با حقوق ثابت)، ولی این کار نیاز به مهارت های بالای ارتباطی، تجربه، اعتماد به نفس دارد، که اکثراً در یکی از این جنبه های ضعیف هستند، به نظر می رسد، تعارض درون نقش و ابهام نقش در چنین مشاغلی بسیار دیده می شود.

بنابراین نقش یک بازاریاب بسیار پیچیده و دشوار است.

در این جا برای یک بازار یاب خوب می توان دو دسته ویژگی اساسی را برشمرد:

۱) ویژگی های شخصیتی

۲) سابقه، تجربه و اعتبار

 

  ویژگی های شخصیتی بازار یاب خوب

 

۱) برون گرایی درون گرایی:

یک بازار یاب خوب فردی است که از نظر برون گرایی در سطح بالاتری باشد، افراد برون گرا، اجتماعی تر، فعال تر هستند، در ارتباطات اجتماعی موفق ترند و بهتر با افراد رابطه برقرار می کنند و از آنجایی که انرژی روانی خود را از بیرون دریافت می کنند، از برقراری ارتباطات و تعاملات پی در پی با افراد گوناگون خسته نمی شوند و حتی در صدد گسترش چنین روابطی هستند. براحتی دوست پیدا می کنند و ارتباطات موثری با صاحبان مشاغل بر قرار می کند. با این حال برون گرایی کامل نیز برای چنین افرادی مناسب نمی باشد، لازم است فرد بازاریاب درون مایه هایی از درون گرایی نیز داشته باشد تا بتواند بر رفتار های خود کنترل بیشتری داشته باشد.

2-هوش هیجانی:

هوش هیجانی یا هوش عاطفی در واقع یک ویژگی شخصیتی است که دارای مولفه هایی چون : شناخت عواطف شخصی به کار بردن درست هیجان ها برانگیختن خود شناخت عواطف دیگران و برقراری رابطه با دیگران می باشد. همانطور که قبلا نیز گفته شد، مهمترین نیاز یک بازاریاب موفق برقرارری ارتباطات اجتماعی مناسب است، تحقیقات نشان داده اند که افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، ارتباطات موفقی برقرار می کنند، چرا که درک مناسبی از طرف مقابل و همچنین درک درست از احساسات و کنترل هیجانات خود دارند.

3-خلاقیت وانعطاف پذیری:

فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد.

تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگی های افراد خلاق توسط سیسک (۱۹۸۵م.)، نشان می دهد که آنان علاوه بر این که از هوشی سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف پذیری برخوردار هستند، با آزاداندیشی و تفکر واگرا، مسائل مختلف را بررسی می کنند و به راه حل های نو دست می یابند.

خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری وجود دارد .

4اعتماد به نفس:

داشتن اعتماد به نفس، یعنی ارزشیابی درست و مناسب از توانمندی ها و ارزش های شخصی خود، و خوباوری نسبت به توانایی های خود است که در بهبود برقراری ارتباطات اجتماعی بسیار موثر است.

5- جذابیت های فیزیکی :

ظاهر خوب و جذاب در جذب افراد بسیار موثر است. افراد جذاب عاطفه مثبت را برانگیخته می­کنند و عاطفه مثبت منجر به جاذبه می­شود از طرفی افرادی که جذابتر به نظر می­رسند مهارت­های بین فردی بهتری دارند و احساس بهتری درمورد خودشان دارند بنابر این ارتباطات بهتری ایجاد می کنند.

6-مهارت های کلامی:

بیان صریح و قاطع، متقاعد کننده تر خواهد بود نسبت به به بریده بریده صحبت کردن یا استفاده از مکث زیاد در صحبت. اگر فرد در کلامخود اطمینان وقدرت کافی داشته باشد، در جذب مخاطب خود بسیار موفق تر عمل خواهد کرد. علاوه بر توانایی کلامی ماهرانه ف یک بازار یاب خوب،از اصول اساسی و نشانه های غیر کلامی ( زبان بدن) آگاهی لازم را دارد.

 

 

 

دسته دوم

 

یک بازاریاب خوب، کسی است که:

۱) تجربه کافی در زمینه بازاریابی را داشته باشد.

۲) در بازار کار دارای منزلت واعتبار باشد.

۳) فردی قابل اطمینان ودرست کار باشد.

تصور غلطی که وجود دارد این است که بازار یاب باید مشتریان هدف خود را با استفاده از کلام اغوا کند تا بتواند محصول یا خدمات خود را به وی عرضه کند.

مقالات آموزشی

1) . آموزش نرم افزار 13 SPSS ( مقدماتی ) download

 

2) . آموزش نرم افزار هلو download

جزوات درسی

1) . دانلود جزوه اصول حسابداری 1 (حسابداری و مدیریت ) : download

2) . دانلود جزوه حسابداری صنعتی 1 (حسابداری و مدیریت ) : download

3) . دانلود جزوه درس مدیریت مالی 1 (حسابداری و مدیریت ) : download

همکاری با ما

 

عکس (1)

 

 

 

 

 

وضعیت منابع

سلام دوست عزیز

شما میتونید وضعیت منابع درسی مدیریت بازرگانی رو در هر نیمسال در این قسمت مشاهده کنید .

به زودی

حکایت مدیریتی

روزی کلاه فروشی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند.
کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید… که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
 
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیردرختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
 
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.
 
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و خطاب به او گفت : فکر می کنی فقط خودت پدر بزرگ داری؟!
 
نکته مدیریتی: یکی از بزرگ ترین اشتباهی که عمدتاً مدیران جوان می کنند این است که فکر می کنند فقط خودشان فکر می کنند. فکر می کنند ایده های نو ، فقط سراغ آنها می آید. فکر می کنند فقط خودشان تجریه می اندوزند ، فکر می کنند خودشان عقل کل هستند و رقبا ، یک عده مجسمه فاقد شعورند و به راحتی می توان آنها را شکست داد!
شما این اشتباه را مرتکب نشوید.

اخبار و اطلاعیه های مدیریتی

جدیدترین اخبار و اطلاعیه های مدیریتی را در اینجا ببینید .

 

حکایت مدیریتی

پدر روزنامه مي‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي‌شود. حوصله پدر سر رفت و
صفحه‌اي از روزنامه را كه نقشه جهان را نمايش مي‌داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.
«بيا! كاري برايت دارم. يك نقشه دنيا به تو مي‌دهم، ببينم مي‌تواني آن را دقيقاً همان طور كه هست بچيني؟»
و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. مي‌دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع ساعت بعد، پسرك با نقشه كامل برگشت.
پدر با تعجب پرسيد: «مادرت به تو جغرافي ياد داده؟»
• پسر جواب داد: «جغرافي ديگر چيست؟ پشت اين صفحه تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنيا را هم دوباره ساختم.»
 
برای تغییرات بزرگ باید از تغییرات کوچک آغاز کرد .

ارسال مقالات به ما

سلام دوست عزیز

شما میتونید مقالات علمی و مدیریتی ای که فکر می کنید بدرد دانشجویان این رشته

 میخوره رو تو سایتپیکو فایل و یا هر سایت دیگه ای آپلود کنید ولینک آپلود رو

همراه با اطلاعات فایل برای ما بفرستیدتا به نام خودتون در این وب گذاشته بشه

و دوستان دیگه هم بتونن ازش استفاده کنن